
من قالیچه بافتهxadام با سرخی آتش غروب تو با سفید ساکت صحبت با سیاهی دود دیری است قالیچه ریخته زیر پای تو گیرم که نمیxadآیی. (بیژن نجدی- خواهران این تابستان)...
ادامه مطلب
من و تو از آن تبار مُنقرضیم که نگاهش به چشم تو رسیده است و بغضش به گلوی من (حسین منزوی- به همین سادگی)...
ادامه مطلب